علي محمد ميرجليلى

206

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

« ظاهر » معنايى است كه آشنايان به يك زبان از سخن گوينده يا نوشتار نويسنده برداشت مىكنند ، هر چند احتمال معناى ديگرى هم وجود داشته باشد . عقلاى عالم و توده‌هاى ميليونى انسان‌ها در هنگام گفت و گو و سخن گفتن ، برظواهر كلمات اعتماد مىكنند و كمتر از « نصّ » استفاده مىكنند . آنها براى فهماندن مقصود خود به ديگران به همين ظواهر تمسّك مىجويند و به احتمال‌هاى ديگر ( مخالف با معناى ظاهر ) توجّه نمىكنند . اين سيره در سراسر شئون زندگى مردم اعّم از معامله‌ها ، منازعات ، گفت و گوها و . . . وجود دارد . حال در هنگام مراجعه به احاديث نيز بايد به ظواهر آنها تمسّك جست ؛ زيرا شرع به زبان مردم سخن گفته است . فيض در شرح روايات ، به ظهور آنها تمسك مىجويد و برخى از برداشت‌ها را به دليل مخالفت باظهور روايت ، مردود مىداند . به چند نمونه بنگريد : الف - در « تهذيب » روايتى با اين مضمون آمده است : قُلْتُ لِابى عَبْدِاللَّهِ : رَجُلٌ اجْنَبَ فى ثَوْبِهِ وَ لَيْسَ مَعَهُ ثَوْبٌ غَيْرُهُ . قال